تفاوت نسل ها

خرید بک لینک
آن وقتها که دانشجو بودیم دوستی تعریف میکرد : در امتحان پایان ترم یکی از اساتید شمر دانشگاه(شیراز)

به آبریزش ناگهانی بینی دچار شدم. دستمال کاغذی ام دیگر کفاف نمیداد .

با پشت مقنعه ام یواشکی بینی ام را پاک کردم اما خجالت میکشیدم از کسی طلب دستمال کاغذی بنمایم

(یعنی تا این حد نسل خاک بر سری بودیم ما)

زمان گذشت و گذشت ....

سالها گذشت تا خودم به عنوان معلم سر جلسه ی امتحان دانشکده ای مراقب باشم ...

یکی از شاگردان با کمال افتخار دستشو بالا برد و بهم میگه لطفا به من دستمال کاغذی بدید:)

دستمال کاغذی تقدیم کردم که نفر بعدی هم تقاضا کرد ....

پی نوشت : دیگه شدت تقاضا که بالاگرفت یه گوشمالی حسابی خفت بار بهشون دادم

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 21:52 توسط مــانـــا |
يادداشتهاي گاه و بي گاه يك بسته ماكاروني...

ما را در سایت يادداشتهاي گاه و بي گاه يك بسته ماكاروني دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 21:45

صفحه بندی