تا اینکه به این نتیجه رسیدم اینها بشدت احساس طلبکاری میکنند
همه یجورهایی ناخودآگاه طلب هایشان را به جای اینکه از نظام نگهدارنده جامعه(سیستم سیاسی)
بخواهند از یکدیگر میخواهند نقد کنند ...در همه ی جاها و در همه ی موقعیت ها فرقی هم ندارد....
با مادرم به قصد خرید مایحتاج خانه سوار ماشین شدیم ، از کوچه وارد خیابان اصلی شدم و همچنانکه
در محله اهسته رانندگی میکردم متوجه راننده پرایدی شدم که با سرعت جنون واری از سمت راست
من سبقت گرفت و اندکی جلوتر منتهی به جاده ی روبرو ناگهان زد روی ترمز
اینقدر کارش برام عجیب بود دست گذاشتم روی بوق ممتد و چند تا فحش هم نثارش کردم بی آنکه
راننده عکس العملی نشان دهد
همونجا به مادرم گفتم ظاهرا با یک روانی مواجه شده ایم
با خشم اومدم از جلوی ماشینش رد بشم که لبخندی نظیر انچه قاتلان سریالی فیلمها به قربانیانشان
میزنند دیدم
هنوز تو فکر بودم منظورش از این مدل رانندگی چی بود که توی اینه ماشین دیدم به سرعت جنون واری
داره خلاف جهت خیابان اصلی رانندگی میکنه ...
طلبکارند دیگه داشت میرفت طلبش رو نقد کنه....حق خودش میدونست خلاف جهت خیابون رانندگی کنه
چون حوصله دور زدن نداشت...
گذشت... تا اینکه سخنرانی خانم لیلی گلستان رو در برنامه تداکس تهران دیدم حرفی زد بسی قابل
تامل .گفت : ما از زندگی طلبکار نیستیم بهش بدهکاریم به این فرصتی که داریم ....ولی خیلی ها
فقط طلبکارند بی انکه تلاشی هم بکنند...
ما را در سایت يادداشتهاي گاه و بي گاه يك بسته ماكاروني دنبال میکنید
برچسب: نمیدونم, نویسنده: بازدید: 122